شهر مجازی

ما را دنبال کنید


تبلیغ خود را اضافه کنید

معرفی شهر بردسیر


 

شهرستان بردسیر از شهرستانهای استان کرمان است. جمعیت شهرستان بردسیر بنابر سرشماری سال ۱۳۸۵، برابر با ۸۹٬۲۶۵ نفر بوده است. مرکز این شهرستان، شهر بردسیر است. این شهرستان در سال ۱۳۵۸ از شهرستان بافت جدا شد و خود شهرستانی مستقل شد.
 

ریشه نام بردسیر

این شهر به نام مؤسس شهر بردسیر؛اردشیر بابکان(یا«اردسیر») بوده است که در بدو امر هم ‹‹وه اردشیر›› خوانده می‌شد که بعد به «اردشیر» تغییر یافت.نام قدیم كرمان در قرون وسطی بردسیر بوده كه كه به نام ((گواشیر)) نامیده میشده است.بردسیر در ابتدا روستای کوچکی بود که توسط اردشیر بابکان عمران و توسعه داده شد و بصورت شهر درآمد.مردم کرمان به منظور نشان دادن خرسندی خود از پیروزی او بر اردوان و به شاهی رسیدنش، نام این شهر را «وه ارتخشیر» نامیدند،این نام بعدها به «وه اردشیر»، «به اردشیر»، «بردشیر» و «بردسیر» تبدیل شد. «گواردشیر» نیز که مأخوذ از وه ارتخشیر است به همین محل اطلاق می‌شده است .قبلاً به این شهر بنا به یک روایت «اردشیر» می گفته اند؛ یعنی جای نیک ، ولی بعد از حمله اعراب ، این محل بهرسیر نامیده شد وپس از مدتی بردشیر ودرنهایت به دلیل ثقل کلام آن را ((بردسیر)) خواندند.با این حال درآن زمان بعضی از ایرانیان آن را گواشیر می خوانده اند که این کلمه مأخذ از اردشیر بوده است.باتوجه به مطالب یادشده ، نام بردسیر پس ازحمله ی اعراب میان زبان ها افتاد وبه شهرت رسید.

پیشینه

بردسیر که از آن به مشیز نیز یاد می‌شود، دارای سابقهٔ تاریخی قابل توجهی بوده و قدمت تاریخی آن به قبل از ساسانیان می‌رسد. این منطقه از اولین مکان هایی است که زندگی اجتماعی در آن شکل گرفته است و بهترین دلیل براین مدعا،وجود آثار و بناهای تاریخی زیاد چون:پیرجارسوز،برج نگار،برج تاریخی قلعه ارگ بردسیر،تل ابلیس و... است.تحقیقات انجام شده توسط اساتید دانشگاه هاروارد در ۴۰ سال قبل نشان می دهد که در این سرزمین ، مردمی زندگی می کرده اند که بیش از ۵۰۰۰ سال پیش برای نخستین مرتبه به صنعت ذوب مس دست یافتند. حفاری هایی که در سال ۱۳۱۴ توسط هراول اشتاین و در سال ۱۳۴۴ توسط ژوزف کالدوک انگلیسی انجام شده است،حکایت از این دارد که اهالی این محل ۶۰۰۰ سال قبل موفق به ذوب مس در محل «تل ابلیس» شده اند واین کوره‌ها را فعال کرده و موفق به ساختن اشیایی چون سنجاق و ظرف مسی شدند و در رونق اقتصادی این شهر همت گماردند. همچنین وجود اشتراک درسفال های این منطقه با سفال های مناطق بین النهرین،سوریه و هند حاکی از ارتباط مابین این دو منطقه و تمدن های آنان و قدمت دیرینه بردسیر می باشد. بردسیردر زمان سلطنت آل بویه مرکز ایالت گردیده است و طبق نظر حمزه اصفهانی دو نام بردسیر و گواشیر ممکن است نشان دهنده انتساب آن به اردشیر مؤسس سلسله ساسانی باشد.در زمان سلاجقه کتابخانه این شهر ۵۰۰۰ جلد کتاب داشته و داخل شهر چند بیمارستان و مدرسه بوده که خود بهترین دلیل بر عظمت و وسعت این شهر می باشد که متآسفانه در زمان حمله مغول ویران شده است.ابن‌حوقل بردسیر را در سال ۵۵۰ شهر کوچکی دانسته و محمدبن‌ابراهیم نام‌های بردسیر و گواشیر را به جای یکدیگر و به یک معنی به کار برده است. به هر حال بردسیر گرچه شهر کوچکی بوده، بسیار آباد و پیرامون آن زیر کشت قرار داشته است.

بردسیر پیش از اسلام

بردسیر سرزمین کهن تاریخی و از جمله مکان هایی ست که هزاران سال پیش از این، مردمی برخوردار از تمدن در آن زندگی می کردند. نخستین دلیل، وجود تل ابلیس است که بر اساس آخرین تحقیقات انجام شده، پنج هزار سال پیش از این مسکن مردمانی بوده که برای اولین بار یه صنعت ذوب مس دست یافتند، پیداست که چنین مردمی از درایت و هوش و علم و آگاهی برخودار بوده اند. دلیل دیگر، موقعیت خاص این شهرستان از نظر جغرافیایی است. می دانیم که انسان ها در گذشته و قبل ازاستحصال آب از عمق زمین و کشف قنات و کاریز، ناگذیر در محل هایی تجمع می کردند که دارای رودخانه، ارتفاعات پربرف، و آب فراوان باشد، از آنجا که همه ی این امکانات در بردسیر وجود داشته، لذا می توان آن را به عنوان زیستگاه انسان های هزاران سال قبل به حساب آورد. وجود برخی آثار تاریخی که سابقه آن ها به قبل از اسلام برمی گردد،نظیر پیرجارسوز، برج تاریخی قلعه،برج نگار، قلعه غبیرا و آثار دیگری از این قبیل نیز می توانند دلیلی بر این مدعا باشد.اظهار نظر برخی مورخین نیزبر قوت این نظر می افزاید، هر چند که به دور دست های تاریخ اشاره نمی‌شود به عنوان مثال، ناصرالدین منشی، اینگونه اظهار نظر می کند که « گشتاسب بن لهراسب وقتی از استخر فارس که آشیان کامکاری و نشیمن شهریاری بود بر عزیمت تفرج و تصید به صوب کرمان عنان گرای شد و چون به هومه بردسیر رسید و آن حدود را مستعد عمارت یافت، به اساحت و اجرای کاریز اسف و بنای دهکده آن مثال داد . آتش خانه معبد آن جا را احداث فرمود تا منزل و مناخ صادر و وارد باشد».اقدام آذر ماهان، حاکم کرمان در عصر انوشیروان که بنای شهر ماهان را به او نسبت می دهند دائر به روستایی به همین نام در بردسیر نیز از جمله این دلایل به شمار می رود. روستای ماهونو یا ماهونک بردسیر هنوز با همین اسم وجود دارد.

بردسیر پس از اسلام

اگر چه بعد ازاسلام و در تواریخ مختلف به نام «بردسیر» بر می خوریم، اما بیان برخی از مورخین چنین شبهه ای را به وجود آورده که در بسیاری از موارد، منظور از بردسیر همان کرمان کنونی بوده است. حتی اینکه در زمان علی ابن الیاس مرکز حکومتی از سیرجان به بردسیر انتقال یافته، باز هم منظور همان کرمان کنونی است. «لسترنج» در جغرافیای سرزمین های خلافت شرقی به طور مفصل به ایم موضوع پرداخته که بخش هایی از آن آورده می شود. ( هم اکنون گفتیم که کرسی فعلی استان کرمان شهر کرمان است و این شهر گر چه اول اسلام نیستولی از زمان ساسانیان شهری مهم بوده و اصل آن را ، به قول حمزهی اصفهان مورخ قرن چهاردهم هجری، اردشیر مؤسس سلطنت ساسانیان شاخت و آن را «به اردشیر» نامید (جای نیک اردشیر) و اعراب آن را بهرسیر (یا بهدسیر) و بردسیر (یا بردشیر) تلفظ کردند و ایرانیان، به قول مقدسی، آن را گواشیر نامیدند که مأخوذ بود از «ویه ارتخشیر» (صورت قدیم تری از بیه اردشیر) یاقوت گوید: بردسیر را در زمان او «جواسیر» یا «جواشیر» و نیز «گواشیر» می گفتند. همه این اسامی با اسم عربی بردسیر مطابق است و به جای آن استعمال می شود. (شهر بردسیر که در زمان سلطنت آل بویه کرسی جدید ایلت کرمان شد بدون شک و تردید همان شهر جدید کرمان است) زیرا آنجه در کتابهای جغرافیا در باب محل بردسیر نوشته شده و تعریفی که اکثر جغرافی نویسان عری از ابنیه بردسیر و اوضاع طبیعی ان کرده اند و تمام آن هنوز موجود است است همه بر شهر فعلی کرمان تطبیق می شود. وقایع نگراران ای رانی و عرب چنان که ذکر خواهیم کرد متفقند که پس از قرن چهارم بردسیر، که گواشیر نامیده می شد، کرسی کرمان گردید و مردم به جای تمام آن اسمی اسم «شهر کرمان» را به کار بردند و رفته رفته «شهر کرمان» را مختصراً «کرمان» گفتند و چنان که تا کنون هم معمو است، اسم ایالت بر کرسی آن اطلاق گردید. مقدسی که به تفصیل در باره ی بردسیر سخن گفته است آن را هنگامی که در عهد آل بویه کرسی ایلت کرمان بود چنین وصف می کند: اگر چه شهر بزرگی نیست و لی شهری بسیا مستحکم است، بیرون شهر قلعه بزرگی است واقع بر فراز تپه ای دارای باغستان و چاهی عمیق که به دستور ابن الیاس حاکم آن جا، مکه قبلاً نامی از وی بردیم، کنده شده و ابن الیاس معمولاً هر شب سوار می شد و از آن تپه بالا می رفت و در آن ثلعه می خوابید. در دروازه شهر، قلعه دیگری وجود داشت که اطراف آن خندقی حفر شده بد و به وسیله چند پل از آن خندق می گذشتند. در وشط شهر نیز قلعه دیگر بود که مسجد جامع بزرگ و باشکوه شهر درکنار آن قرار داشت . شهر دارای چهار دروازه بود که سه تای آن هر کدام به نام شهری که از آن دروازه به سوی شهر می رفتند موسوم بود، به این قرار: دروازه ماهان، دروازه خبیص و دروازه زرند. دروازه ی چهارم دروازه ی مبارک نام داشت که ظاهراً منسوب به شخضی مبارک نام بوده است. مقدسی گوید در شهر باغ های بسیار است که از آب قنات ها سیراب می شوند و آب خوردنی شهر از چاه است. از وقتی که ابن الیاس در زمان سلطنت عضدالدوله کرسی ایلات را به بردسیر منتقل کرد، چنان که گفتیم این شهر به این مقام یعنی کرسی بودن کرمان باقی می ماند و سرنوشت آن تابع سرنوشت ایالت کرمان شد که به قاعده ی زمان هر کس حکمران فارس بود حکومت کرمان را نیز داشت. در اوایل قرن پنجم دولت آل بویه در مقابل سلجوقیان که از سال ۴۳۳ تا سال ۵۸۳ فرمان روایان ایالت کرمان بودند سقوط کرد، در زمان فرمانروایی اینان اگر چه سیرجان یکی از شهرهای عمده منطقه فرمانروایی آنان بود اما بردسیر همچنان به صورت دارالملک باقی ماند. در تاریخ سجوقیان تألیف ابن ابراهیم پایتخت دولت گاهی به اسم بردسیر و گاهی به نام گواشیر ذکر شده در حالی که میرخواند م‍‍‍‍‍ؤلف روضه الصفا در فصول مربوط به آن زمان دارالملک سلجوقیان را به نام «شهرکرمان» و یا مختصراً به اسم«کرمان» ذکر می کند و نام بردسیر در روضه الصفا در هیچ جا ذکر نشده است. بنابراین این هر دو اسم، یعنی بردسیر و کرمان، بدون تفاوت بر یک محل اطلاق می شده چنانکه ابن اثیر در اخبار سال ۴۹۴ گوید ایرانشاه سلجوقی را از بردسیر که شهرکرمانست بیرون کردند».(ص۳۲۸ تا ۳۲۶)[۷] لسترنج در پایان نتیجه گیری می کند که آنچه درباره ی بردسیر از مآخذ مختلف وجود دارد، از مقدسی در قرن چهارم تا حافظ ابرو در اوایل قرن نهم، همه در شهر کنونیکرمان موجود است. حتی مسجد تورانشاه که حمدالله مستوف از آن نام می برد، همان مسجد ملک است. با این همه، شهری که در گذشته از چنان عظمت و اقتداری برخوردار بوده، و حتی پس از اسلام و در عصر سلاجقه کتابخانه ای با پنج هزار جلدکتاب و بیمارستان و مدرسه داشته، نمی‌تواند شهری محقر و کم اهمیت باشد. مقدسی نیز در احسن التقاسیم که به سال ۳۷۵ه.ق تألیف کرده، برای کرمان پنج ناحیه اصلی و یک ناحیه فرعی ذکر می کند«بردسیر که در محل، گواشیر می گویند و کرسی نشین آن نیز موسوم به بردسیر و ناحیه فرعی آن خبیص است».پس از حمله اعراب این شهر به شدت توسعه یافت وسال ها نیز به عنوان مرکزیت استان بردسیر مطرح بوده وحکومت اصلی ولایت کرمان دراین شهر قرار داشته است.همچنان ازنظر وسعت ، شهر به حدی گسترش یافته بود که به قول دکتر برومند سعید ،استاد دانشگاه ویکی ، خانه های بردسیر به منطقه نگار کاملاً وصل بوده است ،به طوری که اگر ((کرّه ای)) درنگار گم می شده است، دربردسیر به دنبال آن می آمده اند، که این نشان می دهد پشت بام ها کاملاً به هم متصل بوده اند، امّا بعد از این دوران. دوران نزول و ویرانی این شهر شروع می شود ودیگر هرگز آن موقعیت را متأسفانه پیدا نمی‌کند.

دین و مذهب و زبان و گویش

اکثریت مردم بردسیر، مسلمان وشیعه دوازده امامی میباشند و ارادت خاصی نسبت به اهل بیت دارند. زبان مردم این شهر، فارسی با لهجه کرمانی میباشد.

آبشار هجین

آبشار هجین در استان کرمان واقع است. در بخش شمالی شهر بردسیر و در میان دشت همواری که روستاهای هجین، ملک آباد، خالق آباد وآبادی های دیگری که حاشیه رودخانه هجین شکل گرفته اند؛ چشم اندازهای زیبایی از باغ ها و پوشش سبز درختان وحشی به وجود آمده که جریان آب رودخانه، بر طراوت و جلوه های آن افزودهاست. این جلوه ها با وجود آبشار هجین، دل نوازتر و دیدنی تر شده اند. این رودخانه به سمت کبوترخان و جاده کرمان-رفسنجان ادامه مییابد. محدوده و بستر آبشار هجین را تخته سنگ های پهن در بر گرفته اند و جریان رودخانه با ارتفاعی حدود 6متر، به حوضچه ای که در بر کف سخت زمین حاصل آمده، فرو می ریزد. پوشش درخت ها و درختچه ها به خصوص «سرخگزها» بر زیبایی های این محدوده می افزاید.

رودخانه چاری

این رودخانه از ارتفاعات شیرینک چهارطاق سرچشمه می‌گیرد و در شهرستان بردسیر جریان می‌یابد و در نهایت به دشت باغین (از توابع بخش مرکزی شهرستان کرمان) می‌ریزد. این رودخانه در اواخر زمستان و اوایل بهار طغیان می‌کند ولی در بیشتر سال‌ها در تابستان بی‌آب می‌شود.

دریاچه تُرشاب

دریاچه تُرشاب یکی از دریاچه‌های استان کرمان است که در 13 کیلومتری جنوب شهرستان بردسیر و در نزدیکی روستای ترشاب قرار دارد.این دریاچه فصلی از ذوب برف‌های ارتفاعات و همچنین رودخانه فصلی آب بخشا تغذیه شده و در فصول گرم سال خشک می‌شود. وسعت این دریاچه بر اساس میزان آب‌گیری آن متفاوت است و به طور متوسط عمق آن به 50 سانتی‌متر نمی‌رسد. آب این دریاچه شور و غیرقابل استفاده است.در اطراف دریاچه بیشتر گیاه نِی دیده می‌شود که به صورت انبوه و متراکم، بیش از 80 درصد سطح آن را می‌پوشاند. به همراه نیِ، گیاهان دیگری چون سازو و لویی نیز دیده می‌شود.حیات وحش دریاچه ترشاب را بیشتر انواع پرندگان تشکیل می‌دهند به ویژه پرندگانی چون اردک سر سبز، اگرت سفید و حواصیل خاکستری که در زمستان‌ها در این منطقه مأوا می‌گیرند. از پستانداران اطراف تالاب نیز می‌توان به گرگ و روباه اشاره نمود.

ارگ بردسیر

ارگ بردسیر این اثر در مرکز شهر بردسیر و روبروی مسجد جامع، که خود نیز از آثار قدیمی است، قرار دارد. مساحت آن بیش از ۲۳۰۰ متر مربع می‌باشد که بطور میانگین ۸ متر بالاتر از سطح خیابان است. قدمت این ارگ به بیش از ۳۰۰ سال قبل می‌رسد. فضاهای بیرون آمده در کاوش‌های مختلف، از جمله یک حیاط با چهار ایوان قرینه که دارای هشت ورودی است، و نیز سایر امکانات سکونتی از قبیل آشپزخانه و سیستم آبرسانی بیانگر این واقعیت است که ارگ بردسیر روزگاری مکان مناسبی برای سکونت حاکمان به شمار می‌رفته و بعنوان یک قلعه نظامی مطرح بوده. در سفال دهانه یکی از حلقه‌های چاه با خط نستعلیق این عبارت نوشته شده “محمد قلی سنه ۱۱۲۳”، که تاریخ ساخت بنا را نشان می‌دهد. مصالح به کار رفته در ساخت این بنا خشت خام است و در مواردی مانند فرش حیاط و ساخت حوض، از آجر استفاده شده است.برای تامین آب مورد نیاز، از چاه‌های موجود در ارگ استفاده می‌شده. آب پس از طی مسیر شیبداری از چاه یا آب انبار تا تنبوشه وسط حوض به صورت فواره ظاهر می‌شده و به آن زیبایی خاصی می‌بخشیده. تاکنون اشیاء مختلفی مانند سفال‌های ساده و لعابدار، ظروف مربوط به دوره ایلخانی و صفوی، اشیاء فلزی و آلات جنگی و دو گوی فلزی مربوط به توپ‌های دوران صفویه، معروف به زنبورک یافت شده‌است.در مورد این قلعه، مؤلف کتاب جغرافیای کرمان می‌نویسد:” قلعه بسیار محکم با حصنی مستحکم است. مرحوم امیر توپخانه مبارکه که به کرمان آمد آن بنا را به کلی منهدم و خراب کرد. و اکنون خرابه‌است.

خانه بهادرالملک

خانه بهادرالملک بردسیریکی از بناهای تاریخی شهر بردسیر در استان کرمان ایران است . این خانه در بر غربی خیابان شریعتی بردسیر واقع است . این بنا توسط عبدالمظفرخان سرتیپ مشهور به بهادرالملک که در بردسیر به لقب «ابدال» معروف بود ، به روزگار قاجار ساخته شد . این بنا همچون اکثر ابنیه دوره قاجاریه این بخش از کشور ، با پلان حیاط مرکزی و فضاهای اطراف ساخته شده است بدین نحو که در جبهه شمالی حیاط ، سه دری و در جبهه جنوبی ، تالار وسیعی وجود دارد که سایر فضاهای جبهه های شرقی و غربی که شامل انبارها ، اتاقهای خدمه و مطبخ می باشد ، در خدمت فضای اصلی خانه بوده است . از جمله بخش‌های جالب این بنا علاوه بر تالار بزرگ آن ، انبارهای طبقه فوقانی جهت ذخیره مواد غذایی و برج خشتی این خانه است که بخش تحتانی آن به صورت محل گذر عموم است.

لاله زار

زیبایی های طبیعی بخش «لاله زار» بردسیر، به ویژه گلستان های گل محمدی، باعث به وجود آمدن یکی از زیباترین جاذبه های طبیعی شده. لاله زار، یکی از مناطق خوش آب و هوایگردشگری استان کرمان به شمار می ره، که در ۷۵ کیلومتری جنوب شرقی شهرستان بردسیر واقع شده. با وجود خشکی هوا در شهرستان بردسیر، در ارتفاع ۲۷۰۰ متری منطقه لاله زار، گل محمدی به دست میاد. همچنین ارتفاع بالا در لاله زار سبب می شه که آب در ۸۵ درجه جوش بیاد و به همین دلیل گلاب، اسانس و عطری که از گل های محمدی این منطقه به دست میاد، ۲۵ درصد بیشتر از سایر نقاطه. عطر گل محمدییا عیار آن هم از سایر کشورها ۵۰ درصد بیشتره و هر ساله گلاب این منطقه، توسط کشورهایی چون انگلستان، آلمان، روسیه و کانادا خریداری می شه. مسیر دسترسی به روستا پر شده از بنفشه های وحشی ، همچنین گل های خودروی زردرنگ و لاله های رنگارنگ، گویی تابلویی زیبا از رنگ ها پیش روی شماست . لاله زار بردسیر در اردیبهشت ماه طبیعت بسیار سر سبز و دلنشینی داره، این روستا، در محدوده دشتی پایکوهی استقرار یافته و بیشتر خانه های آن در یک طبقه با حیاط های وسیع ساخته شدن. مصالح به کار رفته در ساخت خانه ها شامل سنگ، آجر، خشت، گل و شاخ و برگ درختانه.

چشمه آب گرم لاله زار

این چشمه در جنوب شهرستان بردسیر و در وسط رودخانه به صورت جوشان از زمین خارج می شود.نوع این چشمه آب گرم گسلی بوده و سنگهای اطراف ان از نوع آندزیت و آندزی باز است و با توجه به دمای ۵/۴۰ درجه سانتی گراد از نوع گرم است.اغلب خواص درمانی آب های معدنی به خاطر گازهای موجود در آب است. استفاده صنعتی از برخی از گازها نیز در برخی از کشورها رایج است و دیگر کاربرد این گازها این است که پاره ای از این آبها بصورت آشامیدنی عرضه می شود.خواص درمانی جالب توجه چشمه های آب گرم همیشه عاملی بوده است تا گردشگران برای شناساندن و افزایش امکانات گردشگری مناطق اطراف چشمه های آب گرم تلاش کنند.این چشمه از امکانات قابل توجهی برخوردار نیست و امکانات بهداشتی آن اصلا راضی کننده نمی باشد ولی با این وجود گردشگران، طبیعت دوستان و بیماران دردهای مفصلی، روماتیسم از تمام شهرهای استان کرمان به این منطقه سفر می کنند و شاید ساعت ها برای استفاده از این چشمه آب گرم صبر می کنند. این جاذه ی گردشگری را به شما و خانواده ی محترمتان پیشنهاد می کنیم.

تل ابلیس

تل ابلیس در دشت بردسیر در ۸۰ کیلومتری جنوب غربی شهر کرمان واقع گردیده‌است.آثار باستانی تل ابلیس این منطقه در هفت لایه شکل گرفته است. که قدیمی ترین و عمیق ترین آن اواخر هزاره پنجم قبل از میلاد و متاخرترین لایه های باستانی تل ابلیس هم مربوط به هزاره دوم قبل از میلاد می باشد.در فصل اول کاوش های آن “کلدول” هفت لایه مشخص کرد که شامل آثار بسیار متنوعی بودند سفال های منحصر بفرد ابلیس از هرطبقه قابل مقایسه با سفال های همعصر خود در نواحی مجاور بودند آزمایش های کربن ۱۴ قدمت هر طبقه از نوع سفال را هم تائید نمود. سفال های مکشوفه از عمیقترین لایه این تپه نخودی رنگ و متعلق به هزاره دوم قبل از میلاد بودند.سفال های نخودی مکشوفه در تل ابلیس تاریخی بین هزاره پنجم تا چهارم قبل از میلاد را تائید کرد. در فصل دوم کاوش های باستان شناختی که در پائیز سال ۱۳۴۵ انجام شد چند تراشه برای کشف و دسترسی به معماری آغاز گردید اجاق های مکشوفه و کوره های آن که از خشت خام ساخته شده بودند نوید بخش تحول بزرگی در معماری ابلیس بودند .در تل ابلیس کوره های برای ذوب مس وجود داشته.همچنین اشیای سنگی مانند هاون کاسه،انواع ساینده، سنگ ساب تبر سنگی،پیکرک سنگی و ابزارهای سنگی در این تپه از دل خاک بیرون‌آورده شد. همچنین اشیای استخوانی،صدفی وگلی متعدد،اشیای فلزی مسی و انواع اجسام گلی از این تپه بدست آمده است.طبق شواهد بدست آمده صنعت فلزکاری در هزاره پنجم قبل از میلاد در این منطقه از پیشرفت زیادی برخوردار و به طرز وسیعی رایج بوده‌است. آنچه فلزکاری ابلیس را بی نظیر می‌سازد، روش فلزگدازی و در درجه حرارت کم و بیش کنترل شده‌ای انجام می‌گرفته‌است.افراد ساکن این تپه در هزاره پنج پ م در خانه هایی با بیش از یک اتاق که با خشت دست ساز ساخته میشد زندگی میکردند.کشاورزی و دامداری کار آنها بود.زیریکى‌ از اتاقهای‌ خانه‌ای‌ مسکونى‌ در تل‌ ابلیس‌، بقایای‌ اسکلت‌ مرد بالغى‌ قرار داشت‌. همراه‌ این‌ اسکلت‌، یک‌ لیوان‌ سنگى‌ نیز به‌ دست‌ آمد که‌ نشان‌ دهندة عقاید مذهبى‌ ساکنان‌ آنجا بوده‌ است‌. از وضع‌ این‌ اتاق‌ و ارتباط آن‌ با بقیة اتاقها، معلوم‌ شد که‌ این‌ محل‌ عمداً برای‌ دفن‌ جسد ساخته‌ شده‌ بود. به‌ این‌ ترتیب‌، قبرهای‌ ساکنان‌ تل‌ ابلیس‌ در داخل‌ دهکده‌ و در اتاق‌ خانه‌ها قرار داشته‌ است‌. به‌ نظر کالدول‌، اهالى‌ تل‌ ابلیس‌ با مرودشت‌ فارس‌ و سپس‌ با بخشهای‌ مرکزی‌تر فلات‌ مرکزی‌ ایران‌ ارتباط فرهنگى‌ داشتند و در دوره‌های‌ بعدی‌، همین‌ رابطه‌ را با بین‌النهرین‌ نیز برقرار کردند. دکتر سرفراز که کاوش های باستانی در تل ابلیس را ادامه داد تاریخ هزاره پنجم قبل از میلاد را پذیرفته است

 

گردآوری و بازنشر:گروه بازرگانی آرین

منبع:ویکی پدیا

هتل های شهر بردسیر


رستوران های شهر بردسیر


شرکت های شهر بردسیر


رویداد ها

سیزدهمین دوره نمایشگاه بین المللی بورس، بانک و بیمه تهران
سیزدهمین دوره نمایشگاه بین المللی بورس، بانک و بیمه تهران
پنجمین دوره نمایشگاه ملزومات جهیزیه و دکوراسیون داخلی منزل تبریز
پنجمین دوره نمایشگاه ملزومات جهیزیه و دکوراسیون داخلی منزل تبریز
برگزاری یازدهمین دوره نمایشگاه مبلمان و دکوراسیون داخلی زنجان
برگزاری یازدهمین دوره نمایشگاه مبلمان و دکوراسیون داخلی زنجان
اولین دوره نمایشگاه تخصصی صنعت نوشت افزار، تجهیزات و فناوری های آموزشی شیراز
اولین دوره نمایشگاه تخصصی صنعت نوشت افزار، تجهیزات و فناوری های آموزشی شیراز
افزودن رویداد